آخرین پست سال 1387
![]()
عکس دزدی می باشد از وبلاگ دکتر قضاوت عزیز
تا حالا یه بار هم اینجا من با مردم چهارشنبه سوری نرفتم ( از اینا که همه جمع می شن توی خیابون و ....) اصلا نمی دونم چرا برام هیچ وقت جالب نبوده به جاش همیشه مهمونی بودیم اما امسال فرق داشت یه مهمونی کوچیک دوستانه بود که فقط من دعوت بودم ضمنا دیشب مهمونهای عزیزمون هم رسیدن ـ فروغ می خوام بچه هارو ببرم سینما کاش تو هم میومدی ...ـ مهمونی دیشب از اون مهمونی های خاصی بود که من دوسشون دارم در اصل من اینجور جاهارو با این سبک و سیاق دوست دارم ـ مرسی سحر که برام همچین خاطره ای ساختی ـ هر چند سحر اینجا رو نمی خونه اما کلا از اون آدمهای نیک روزگاره که امیدوارم دوستای خوبی باشیم به هر حال دیشب بعد دانشگاه رفتیم خونه اشون.... صحنه رو داشته باشین در باز می شه اعظم در حالیکه داره به چیزی که براش جالب بوده طبق معمول می خنده یک دفعه دو تا سگ پشمالو سفید هر دوتا با هم همزمان پارس می کنن من و می گین چنان جیغی کشیدم که همه مجتمع ریختن بیرون و از طرف دیگه سگها کوتاه اومدن و شروع کرن به دم تکون دادن (لابد گفتن این دیگه کیه بهتره صلح کنیم ) بعدم با سحر سحر وارد خونه شدم هی التماسش می کردم که اینارو بگو برن اونطرف با من کار نداشته باشن ...
با سحر رفتیم من کارت تلفن بخرم اون هم یک کم وسیله برای خونه مدام عجله داشت که برگردیم و مدام تکرار می کرد چهارشنبه سوری دیر شد .... وقتی برگشتیم خونه یک کم راحت تر با سگا کنار اومدم داشتم این و به سحر می گفتم که یک دفعه چشمم خورد به
۲ تا گربه گفتم سحر دیگه اینارو نیستم که خوشبختانه گفت نه اینا جاشون تو حیاط نمیان توی خونه آخه من به گربه حساسیت دارم منو یاد خرگوش خدا بیامرزم می اندازه هنوز لحظه ای که رفتم توی اون روز بارونی از دختر عموم با چه ذوقی گرفتم یادمه بعد این گربه بی چشم و رو که ۷تا جون داره (قابل توجه همکار جان ) اومد خوردش قبلا کم بدم میومد حالا هم ۱ میلیون تومان به خاطرش از دست دادم که دیگه بدتر می گم حالا گربه ۷تا جون داره یا سگ یکی بیاد اینو به همکار جان ما ثابت کن یه پورسانتی هم بهش می دم ـ اینو کاملا جدی می گماااـ خلاصه آخر شب باید اعظم و می دیدین چنان با این سگا دوست شده بود که انگار ۱۰۰سال همو می شناسن ... خلاصه کنم شب چهارشنبه سوری خوبی بود هر چند خبری از آتیش نبود اما خوب بود و جای همه خالی خوش گذشت
حالا می خوام عید رو به همه دوستام از اینجا تبریک بگم به نیکی عزیزم که باعث شد اینهمه دوست خوب پیدا کنم که همیشه تو مشکلات آرومو مهربون کنارم بود که یه عیدی حسابی می خواد به هم بده بعدا عکسشو براتون می ذارم به لیلا نازم که به من کمک کرد یه سال خوب برای خودم بسازم و ازش ممنونم ، به عسل بانو که بهترین دوستمه، به آدمین عزیز دوست خوبم و مشاورم به خانومش و دوست نازم آیناز به اعظم خانومی که من شدیدا دوسش دارم به مودی خوب و مهربونم که من و به بزرگی خودش بخشید و میزاره که این بار ببینمش به مانی مهربون و خوش قلب به کاوه (آست ) عزیز به سیر ترشی دوست داشتنی هستی خوبم به مینای خوب به مرجان عزیزم به امان خیلی خیلی دوست داشتنی ام به نوگل نازم یادت نره دعوتی ها ... به دکتر قضاوت عزیز به فروغ عزیزم عید تو هم مبارک یادت نره قول دادی باز هم بیای اینجا امیدوارم اسم همه رو برده باشم و در آخر به همکار جان هم شدیدا تبریک می گم و امیدوارم سال خوبی براش باشه همراه با یه... (گوشتو بیار جلو که بهت بگم )
هی من می گم اسم یکی یادم رفته منیژه عزیزم خودت می دونی که چقدر دوست دارم عید نوروزو بهت تبریک می گم و برات بهترین آرزوهارو دارم و به نونا خوشگلم این عید رو تبریک می گم و براش آروزی سال خوبی رو دارم ...
پارسال رو که مرور می کنم می بینم سال خیلی خوبی بود... خدایا ازت بخاطر همه چیزهای خوبی که دادی و به خاطر همه چیزهای بدی که ندادی تشکر می کنم
