جدیدا ...
جدیدا یاد گرفتم به چیزهایی که واقعا دیده نمی شن و واقعا قابل لمس نیستند دیگه اعتماد نکنم ...
جدیدا یاد گرفتم که خیلی باید آدمها رو امتحان کنم بعد بهشون اعتماد کنم ...
جدیدا یاد گرفتم همه رو با معیارهای خودم نسنجم ...
جدیدا یاد گرفتم به چیزهای غیر واقعی دل نبندم ...
جدیدا یاد گرفتم حتی اگه لازم شد باید از زور برای آدم کردن بعضی هااستفاده کرد...
جدیدا یاد گرفتم که دیگه بسه بچه گی باید بزرگ بشم ...
جدیدا یاد گرفتم تصمیم که می گیرم تا انجامش ندادم آروم نگیرم ...
جدیدا یاد گرفتم وقتی کسی اذیتم می کنه یا می خواد زرنگی کنه حسابشو بذارم کف دستش تا دیگه جرات نکنه از این کارا بکنه ...
پي نوشت : چطوره؟ شماهام تا حالا از این تصمیمات گرفتین؟عملی اش هم کردین ؟ خوب بوده ؟
پي نوشت : گاهی لازم است روزهی سکوت گرفت، گاهی باید گوش داد و فقط نگاه کرد. *
پي نوشت :تاریخ همیشه انسانهای بزرگ را زنده نگاه میدارد.
من ترجیح میدهم انسان گمنامی باشم، متولد شوم، زندگی کنم، عاشق شوم و بمیرم.*
* حرفهاشو دوست دارم يه جورايي شديد به دل مي شينه