روزمره گی
امروز ساعت 6 عصر جلسه مشاوره داشتم ... با کلی استرس و بدو بدو خودمو
رسوندم ! این که چرا دیر راه افتادم هم کلی جریان داره که عصبی ام هم کرده
بود کلا تمام روز رو بهانه گرفته بودم و گریه هم کرده بودم ... به قول
مامان کاش اون روز برسه که من این موضوع رو تمومش کنم !!! اما لعنتی تموم
نمی شه چسبیده به دلم و زخمش کرده تیکه تیکه شده قلبم از دردش ...
باز موقع برگشتن از جلسه در حالیکه یکم مثلا حالم بهتر شده به مادر زنگ زدم که بگم نگرانمون نباشه و حالم خوبه و اگه ناراحتی کردم برای این بود که داشتم ناراحتیامو می نوشتم و یاد ناراحتیهام افتاده بودم مامان خندید خوشحال شد اما باز حرفی زد که لجم گرفت و ... خونه که رسیدم باز داد می کشیدم ! می گفتم نمردیم و زنده موندیم و معنی رعایت کردن رو هم فهمیدیم ... بگذریم ... جلسات رو می خوام ادامه بدم تا زمانی که خوب بشم ... می خوام مادر خوبی برای سوفیا بشم ... بچه ام مهربونترین بچه روی زمین می خنده خوشحاله به همه چیزای خوب عکس العمل نشون می ده می خوام تا وقتی بزرگ می شه من دردامو فراموش کرده باشم بخشیده باشم نمی خوام هیچ دردی براش به ارث بذارم نمی خوام هیچ زخمی از من رو ببینه می خوام که ... همه چیزای خوب دنیا رو براش می خوام ... می خوام تا وقتی که یکم بزرگتر می شه من و پدرش فقط به هم لبخند بزنیم از مهر به هم ... همین و بس !!!
باز موقع برگشتن از جلسه در حالیکه یکم مثلا حالم بهتر شده به مادر زنگ زدم که بگم نگرانمون نباشه و حالم خوبه و اگه ناراحتی کردم برای این بود که داشتم ناراحتیامو می نوشتم و یاد ناراحتیهام افتاده بودم مامان خندید خوشحال شد اما باز حرفی زد که لجم گرفت و ... خونه که رسیدم باز داد می کشیدم ! می گفتم نمردیم و زنده موندیم و معنی رعایت کردن رو هم فهمیدیم ... بگذریم ... جلسات رو می خوام ادامه بدم تا زمانی که خوب بشم ... می خوام مادر خوبی برای سوفیا بشم ... بچه ام مهربونترین بچه روی زمین می خنده خوشحاله به همه چیزای خوب عکس العمل نشون می ده می خوام تا وقتی بزرگ می شه من دردامو فراموش کرده باشم بخشیده باشم نمی خوام هیچ دردی براش به ارث بذارم نمی خوام هیچ زخمی از من رو ببینه می خوام که ... همه چیزای خوب دنیا رو براش می خوام ... می خوام تا وقتی که یکم بزرگتر می شه من و پدرش فقط به هم لبخند بزنیم از مهر به هم ... همین و بس !!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23:10 توسط بوف بینا
|