همچنان هستم ...
این روزها همه چیز خوب من همچنان کلاسهام رو می رم همچنان روزها و شبها رو می گذرونم همچنان آریا شب به یه بهانه ای میاد بهم سر می زنه همچنان من قربون صدقه اش می رم همچنان یکی از بزرگترین آرزوهام اینه که کاش انقدر ایران خوب بود که من دلم نمی خواست مهاجرت کنم هنوزم می گم خدایا می شه برگردم ... همچنان دلتنگ مادرم می شم همچنان ماشین برام بهترین جا برای گریه کردنه... چیه ؟؟ بهتر از دستشویی که :))
دقت کردین گاهی زندگی روی دور کند می افته گاهی نه با سرعت پیش می ره الان زندگیم از لاک پشت هم آرومتر راه می ره منم که عاشق هیجان اینه که این روزا هی سکوت می کنم ... دیروز برای کاره واجبی می خواستم به لیلا نامی زنگ بزنم بعد سرچ می کنم توی موبایلم لیلا بعد شماره لیلا دوستمو می بینم بعدیادم می ره کار واجبم و به اون زنگ می زنم و کلی خوش می گذره می خوام بگم کاش همیشه می شد دنیا رو اینطور آسون گرفت ...
اگه به من بگن یه واژه و یه صفت رو می تونی ازدنیا می تونی حذف کنی خیانت لعنتی رو از از ریشه می خشکوندم ...
۱. با هم سر مذهبمون بحثمون می شه من بهش می گم خانوم چرچ...! اون به من می گه خانوم مسجد...!! ![]()
۲.عالی من عاشق کامنتات هستم بابت این که این همه خوبی ازت ممنونم عزیز دلم ... امسال دلم نمی خواد به تولدم فکر کنم می دونی که چرا؟؟؟ شایدم امشب نوشتم اما قول می دم این بار با هم کیک شکلاتی رو بخوریم قول می دم بهت ...
عالی پشیمون شدم امشب یا فردا می نویسم پس ...
به زودی صاحب این وبلاگ متولد خواهد شد ![]()