دوراهی !!!
چرا من اینهمه سر دوراهی قرار می گیرم؟؟!!! چرا اینهمه من باید هی فکر کنم که چه کار کنم چرا هی باید بگم برم؟ بمونم ؟ کدوم یکیش رو انتخاب کنم ؟؟؟ چرا تموم نمی شه اخه این چه کنم کنمای من چرا ی جا اروم نمی گیرم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعدا نوشت :
می گه: امسال محرم ایرانی؟
می گم :انگار هیچی معلوم نیست قرار بود باشم اما فعلا هیچی معلوم نیست !
می گه : ته دلت چی می خواد ؟ بمونی یا بری؟
می گم : آرامش
می گه : آرامش اینجاست یا اونجا ؟
می گم :...
به مادره زنگ زدم می گم دیشب زنگ زدن گفتن برگردم سرکار قبلی با کلی وعده و وعید پست خوب و ...! می گه بسه دیگه بسه هرچی دور بودی می گم آخه اینجا هم دورم حداقل اونجا ... نمی ذاره حرف بزنم می گه حالا که برگشتی بمون می دونم فایده نداره بحث می گم باشه مامان جان پس بعدا حرف می زنیم یک هفته وقت دارم تصمیم بگیرم !
خدایااااااااااااااااااااا خودت کمکم کن ی جا آروم بگیرم !!