قاراش می شیم !!!!
جریان از این قراره که امروز اریا خواب موند و قرار شد من برسونمش طبق معمول باید اول خواهره رو می رسوندیم اریا نزدیک بانک ی بار اعلام کرد که پی پی داره اما هر چی گفتیم بریم بانک یک دفعه منصرف شد نگو نگه داشته بود خودشو خلاصه نزدیکیهای بیمارستان ایرانی (مدرسه اریا نزدیک بیمارستان ایرانیه ) اقا دیگه طاقتش سر اومد و داد زد دوباره پی پی این بار دیگه انگار قضیه جدی بود و هنوز دو تا چراغ قرمز هم مونده بود بماند که با چه سرعتی رفتم داخل بیمارستان و پارک کردم که ی موقع نریزه بعدم دیدم که خیلی اذیت بغلش کردم بهش هم گفتم برای این که بغل کردنش اسون بشه سرش رو بذاره رو شونه ام حالا تصور کنید صحنه رو یکی با سرعت میاد بیمارستان و بچه رو به زور و اون شکلی بغلش می کنه و در حالت دو می ره سمت اورزانس بیمارستان خب نتیجه چی می شه ؟؟؟؟ این که پرستارها می دون سمتت که بچه رو ازت بگیرن دیگه
حالا هی مرده می گه بچه رو بده به من ! من می گم نه حالش خوبه و می دوم سمت در اونم دنبال من با نگرانی میاد فکر می کنه هول کردم و از استرس بچه رو نمی دم بهش بعد باز قیافه اون اقا رو تصور کنید وقتی که من از پرستار خانوم می پرسم دستشویی کجاست ؟؟؟؟؟![]()
دیگه این که دارم ی قرصی می خورم که شدیدا حالم و بد کرده این روزا حتی دکتر هم گفت که حالت تهوع خواهی داشت به همراه این که ی کم عصبی می شی ... حالا امروز دیگه شدید حالم بد شد تصمیم گرفتم زنگ بزنم به خانوم دکتر گوشی و برداشته می گم خانومممممممممم دکتر ( همین قدر هم می کشم خانومش ئر واقع ی چیزی تو مایه های به روح اعتقاد داری ) می گم گفتی بد می کنه اما نگفتی چقدر؟؟؟!!! من خیلی اوضام بی ریخته که می گه اره عزیزم همینه یک کم طاقت بیاری خوب می شه ی جورایی مثل دوران بارداری حس تهوع و سر گیجه داری و از غذاها بدت می یاد می گم خیلی ممنونم که حسش رو بهم دادین
اما اینجوری پیش بره من سر ۹ ماه ادعای بچه می کنم ازتون هاااااااا
می گه اخ از دست تو با این زبونت ...
هر کی بیاد به زبون من چیزی بگه همینجا از در وبلاگم حلق اویزش می کنم که درس عبرتی بشه برای سایرین گفته باشم بی نهایت !!!!
...
اینو یادم رفت بگم توی دستشویی بیمارستان دو تا دستشویی بود فرنگی و ایرانی هی اریا سرش و میاورد جلو با تعجب نگاه می کرد که ببینه چیه اون چاه سیاه خیلی برام عکس العملش جالب بود خواستم بهش بگم تا یک ماه دیگه می ری ایران همش از همین دستشویی ها می بینی عزیزم !!
نکته : اریا بچه خواهر من هستش بنده مجردم و از هیچ چیزی خبری نیست تمام