من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
امروز چنان مستم از باده‌ی دوشینه
تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد
تا هست ز نیک و بد در کیسه‌ی من نقدی
در کوی جوانمردان عیار نخواهم شد
آن رفت که می‌رفتم در صومعه هر باری
جز بر در میخانه این بار نخواهم شد
از توبه و قرایی بیزار شدم، لیکن
از رندی و قلاشی بیزار نخواهم شد
از دوست به هر خشمی آزرده نخواهم گشت
وز یار به هر زخمی افگار نخواهم شد
چون یار من او باشد، بی‌یار نخواهم ماند
چون غم خورم او باشد غم‌خوار نخواهم شد
تا دلبرم او باشد دل بر دگری ننهم
تا غم خورم او باشد غمخوار نخواهم شد
چون ساخته‌ی دردم در حلقه نیارامم
چون سوخته‌ی عشقم در نار نخواهم شد
تا هست عراقی را در درگه او باری
بر درگه این و آن بسیار نخواهم شد

 


 پ.ن.

خدایا بیا آشتی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

التماس به خدا شجاعت است. اگر برآورده شود، حاجت، اگر برآورده نشود، حكمت است.

 

بعدا نوشت: یکی به اسم نیما کامنت گذاشته بود که چه شعر چرتی و بعدم ایکون نیشخند راستش دلیتش کردم شاید اگه به نوشته خودم بدتر از این و هم می گفتم می تونستم نگهدارم کامنتش رو اما نا خوداگاه دلیتش کردم این شعر والبته شاعرش و حسی که به من می ده برام خیلی خیلی مقدسه پس نتونستم از خیر زدن دکمه حذف بگذرم ببخشید...

راستی اقای امیر من شمارو نمی شناسم دوستان می دونن کمتر پیش میاد با کسی که اشنا نباشه بحث کنم پس اگه ادرس نذارید و معرفی نکنید با این که نظرات و حرفاتون و خیلی دوست دارم اما بدون جواب می مونن باز هم ببخشید ...