تغییر
جریان می دونین چیه اینه که من راستیتش هیچ حوصله سال جدید و تصمیمات جدید و تغییرات و اینارو اصلا ندارم (لطفا اصرار نفرمایین:)) )
قضیه اینه که خیلی خیلی دلم می خواد که ی تحول بزرگ توی زندگیم بدم چه می دونم از ی سفر حسابی گرفته از تعویض کار و تغییر خونه و ... گرفته تا حتی خ ..ر شدن و ازدواج کردن اما جدی از این که هی بخوام تصمیم بگیرم و هی نشه به هزار و یک دلیل خسته شدم مثلا برای سفر من شیراز دعوت هستم یک هفته و صاحب هتل که گویا از هتلهای بین الملی هم هست من و رسما با خانواده دعوت کرده (من عاشق شیرازم ) و همینطور شمال هم دعوتم از دوستام که اونجا هستن تا رییس جان شماره ۳ بعدترش حتی برای آلمان هم و ی سفر اروپایی هم دعوتیم اما دیگه نه به سفت و سختیه شیراز و شمال :))) اما این نداشتن مرخصی و مشغول بودن همیشه مانع این شده که من بتونم به راحتی برم سفر ...دیگه این که دلم می خواد حتی محل زندگیم رو عوض کنم این می تونه بر گشتن به ایران باشه و یا حتی مستقل شدن و جدا زندگی کردن اینجا که ... (اینا هم هر کدوم ی معایب و مزایایی داره ) دیگه هر چیزی که من فکر می کنم ی اما و اگری توش هست حتی ی تغییر بزرگ می تونه این باشه که من اینجا راحتتر بنویسم و این همه خودسانسوری نکنم هااا؟؟در مورد ازدواج هم بگم که من اصلا اصلا سختگیری نمی کنم و از این حرفا اما من نمی دونم چرا اینجوری شدن ( هیس کسی نشنوه ) خلاصه من خیلی دوست دارم ی تغییر خوب بد بزرگ کوچیک اصلا هر چی که دم دستم اومد رو توی زندگیم بدم اما نمی شه که نمی ذارن که هی !!!!
پ.ن : باور کنین این تغییرات خیلی سخت نیستن مثلا سفر فقط مشکلم اینه که مرخصی ندارم! یا خونه مشکلم این که می ترسم تنهایی خیلی اذیتم کنه و یا این که انقدر به تنهایی عادت کنم بعدش توی جمع بودن اذیت کننده باشه (این و یک ماه امتحان کردم اوایل سختم بود که تنهام بعدش صداها و بودن افراد غیر قابل تحمل ) در مورد ازدواج هم ...![]()