بعضی دوستیها مثله قصه نوحه ، (بعضیا از ترس توفان میآن پیشت ) . بعضی دوستیها مثله قصه ی ابراهیمه ( باید همه چیزتو قربانی کنی ) . بعضی دوستیها مثله قصه مسیحه ( آخرش به صلیب میکشنت ). اما بیشتره دوستیها مثله قصیه موساست ، ( یه کم که دور میشی یه گوساله جاتو میگیره ...


کلا قاطی کردم مشخصه دیگه نه ؟!

دارم روزهای سختی رو می گذرونم دعام کنید خیلی محتاجم برای این که از پا در نیام دیشب که داشتم برمی گشتم خونه داشتم با گریه برای بابابزرگ تعریف می کردم که چمه من معتقدم اون همیشه مواظبمه براش می گفتم که این روزا دلم می خواست پیشم بود که خیلی به کمکش احتیاج دارم هر چند که الان هم هست من حسش می کنم اون هیچوقت برای من نمرد! 

 


...