يه مرد خيلي خجالتي ميره توي يه كافه تريا. چند دقيقه كه ميشينه توجهش نسبت به يه دختر خوشگل كه كنار ميز بار نشسته بوده جلب ميشه.

مرد نيم ساعت با خودش كلنجار ميره و بالاخره تصميمشو ميگيره و ميره سراغ دختر و با خجالت و آروم بهش ميگه: ممم… ميتونم كنار شما بشينم و يه گپي با همديگه بزنيم؟

يهو دختر داد ميزنه: چي؟! من هرگز امشب با تو نمي خوابم

همهء مردم برميگردن و چپ چپ به مرد نگاه مي كنن

مرد سرخ ميشه و سرشو ميندازه پايين و با شرمندگي ميره ميشينه سر جاش

بعد از چند دقيقه دختر ميره كنار مرد ميشينه و با لبخند ميگه: من معذرت ميخوام. متاسفم كه تو رو خجالت زده كردم. راستش من فارغ التحصيل روانپزشكي هستم و دارم روي عكس العمل مردم در شرايط خجالت آور تحقيق مي كنم

يهو مرد داد ميزنه: چي؟! منظورت چيه كه ۲۰۰ دلار براي يه شب مي گيري؟


عاشق اینهایی هستم که جوابشون همیشه حاضر و اماده و البته ظریف و شوخ و بجاست !