انقدر هوا خوب‌ِ انقدر هوا ملس و ناز که هیچ چاره ای نیست جز عاشق شدن ...! درسته اینجا پاییز زیاد حس نمی شه چون از نظر من پاییز یعنی فصل یه عالمه رنگ یعنی این که راه بری و برگا زیر پات صدا کنن درسته سالهاست ندیدم چون ایران نبودم درسته حتی اگر هم بودم انقدر عجله داشتم که چیزی نفهمیدم اما برام مهم نیست مهم اینه که همین امروز من لذت بردم حس کردم هوا انقدر خوبه که می تونم حتی تنهایی لذت ببرم حس کردم  همه چیز خوبه حتی حس کردم خیلی برای خودم مهم هستم ...

امروز بعد هشت ساعت کار کردن و دویدن نرفتم خونه اول رفتم دریا با صدای بلند موزیک گوش دادم بعد رفتم مکدونالد که یه بستنی سرد  یک درهمی بخرم اما نمی دونم چرا وقتی گفت چی می خواین سفارش بدین ؟ اپل پای داغ سفارش دادم ( من می میرم برای اینهمه ...) خلاصه بعد یک ساعت دور دور کردن رضایت دادم که برگردم خونه...واقعا هوا خوبه انقدر که فراموشت می شه اینجا همون جهنم ... موقع دیدن اون همه زیبایی یاد نوید عزیز هم افتادم با خودم گفتم اگه الان نوید بود حتما عکس می گرفت اون وقت من با این که دوربین خریدم نمی دونم چرا عکس گرفتنم نمیاد اصلا هم نمی گم که دلیلش اینه که اپلود کردن عکس بلد نیستم .