خب ؟
جدیدا به بد نتایجی رسیدم بد خیلی بد ... یعنی انقدر بد که نمی شه از بدیش گفت ای خداااااااااااااااااااااااا یعنی من بمیرم که این روزارو نبینممممممممممم یعنی بمیرم دیگه خب :))
کجایی نوگل که ببینی این روزا فارغ فارغمممممممممممم ( با همین غ درسته ؟؟!!!)
بعدا نوشت ساعت سه صبح : سرم به شدت درد می کنه بیدارم دارم هی توی نت وول می خورم درواقع چیزی هم نمی خونم یعنی میام هم بخونم چیزی نمی فهمم بی هدف بیدارم... بی مقدمه می گه دوستت ندارم وسط این که داریم حرفهای معمولی روزمره رو می زنیم و پیزا می خوریم ... نگاش می کنم
می گم باشه ... می گه می خواستم امتحانت کنم ببینم برات چقدر مهمه ... باز نگاش می کنممممممم با خودم می گم ای خداااا دیگه داره اخر دنیا می رسه نه ؟"!!( دیده بودیم به کسی بگن دوستت دارم و منتظر عکس العملش بشن اما این یکی و دیگه نه دیده بودیم نشنیده بودیم که ... خوبه ارزو به دل نمی میرم )
پی نوشت بعدی :) هر کار می کنم این پست اون چیزی که می خوام نمی شه یعنی می بینم هنوزم دلم اروم نگرفته می دونی اصلا جریان چیه نوشتن چاره کار نیست دلم یه جیغ کشیدن یه گریه یا شاید یه بیت شعر درست و درمون می خواد کاش بشه یکی از این کارارو کرد ... الان که من بدم... خوبی تو ؟
پی نوشت اخر :حالا فکر کنم بتونم بخوابم شب خوش ...
...
وقتي كه مي رسي
جفتت توي لانه مرده است
( زمستان بود
سرد
و هيچ كس نبود كه مرا دوست داشته باشد )
گاهي وقتي كه مي رسي
جفتت توي لانه مرده است
( بهار بود
من تنها بودم )
گاهي وقتي كه مي رسي
دير شده است
و يكي
يك گوشه اي
مرده است
( من) !