نسل سوخته
انگاری که دل پری داره شروع می کنه دخترای ایرانی و خارجی رو مقایسه کردن می گه دخترای ایرانی پر توقعن هیچ وقت راضی نمی شن هر کاری که براشون بکنی باز هم نمی گن ممنون ! فکر می کنن وظیفه اته... اما به جاش خارجی ها با یه لطف کوچیک شرمنده ات می شن و کلی ذوق می کنن میام حرف بزن و بگم که اینطور نیست ...اما اجازه نمی ده حرفش رو ادامه می ده ... مثال می زنه که یک بار چطور یک دوست خارجی رو سر راه که به منزل می رفته اون رو هم رسونده به مقصد و از نهایت سپاسگذاری اون می گه و این که چقدر ذوق کرده بابت این کارش ... میام بگم این کار یه ایرانی رو هم خوشحال می کنه و براش مهمه اما باز هم ادامه می ده و هی مثال می زنه ... می گه یه دختر ایرانی تا زمانی دوستت داره که پول داشته باشی و خرجش کنی باز می گه که چقدر برای راضی کردن یه دختر ایرانی باید خرج کرد که باید حتما رستورانی که می بریش پر از ستاره باشه که باید براش بهترین مارک رو بخری که باید ... که باید... دیگه هیچی نمی گم فقط گوش می دم به حرفاش ...وقتی می بینه دیگه تلاشی نمی کنم که چیزی بگم می گه خودت و مقایسه نکن فقط خودت و نبین از دل خودت حرف نزن تو زیاد تجربه نداری و گرنه می فهمیدی و می دونستی من چی دارم می گم می گه که چون من خیلی کم رفت و امد داشتم پس خیلی چیزها رو ندیدم و نمی دونم و حتی نمی تونم درک کنم یه جورایی راست می گه اما ...می دونی چی مدام تو کلم می چرخه اونم این که پسرا چی پسرای ایرانی چی اونا چه کار می کنن جز اینه که تا شصتشون خبر دار بشه دختره دوسشون داره دیگه واویلا می شه دیگه تلفنیه که جواب داده نمی شه دیگه بی محلیه که می شه دیگه ... ادامه نمی دم اما یه چیزیو می دونم دوره بدی شده جوری که من ترجیح می دم توی همین دنیای خودم بمونم تا اینکه بخوام با کسی که از بودنش و رفتنش وکاراش ... اطمینان ندارم تقسیمش کنم می فهمی که چی می گم ؟! یه بار داشتم به دوستی می گفتم که این روزا انگار دختر و پسرای ایرانی توی جنگ با هم بسر می برن یه لج و لجبازی جانانه با هم راه انداختن طرف رو تا جایی که جا داشته باشه می خوان داغون کنن اصلا از افتخارات هر کدومشون اینه که ... چی بگم ؟ همه می دونیم یه جورایی فقط این که من همیشه حسرت می خورم توی دوره بی عشق و محبتی داریم روزهای جوونیمون رو طی می کنیم ... من همیشه می گم ما نسل سوخته هستیم نه حجب و حیا و ... گذشته رو داریم نه بی باکی و بی مهری اینده ها رو ... هر کدوم از اینها که باشیم خودمون نیستیم همینه که تنهاییم .
می گم می دونی گاهی با خدا دعوام می شه ...بهش می گم خدلیا یعنی یکیو مخصوص من نساختی ؟