مازوخیسم

این روزها دیگه برام بودن هیچ کی مهم نیست باورکن ...
مدیون هر کی فکر کنه من ناراحتم !...اینجا چرا آیکون نداره؟ دی
مادرم با زن دایی با 5 تا دختر داییها رفتن اعتکاف مثلا زنگ زدم که بگم دعاهاتون قبول دختر کوچیکه _که از من 3سال کوچیکتر اما از وقتی یادمه ازدواج کرده است و یه پسر 7 سال هم داره _ گوشی و بر می داره می گم الان حسابی نورانی شدین همه اتون دیگه آره ؟و غش می کنیم از خنده ...می گه برات کلی دعا کردم که شوهر خوب و پولدارو ... گیرت بیاد ...می گم پس یادت باشه پورسانتت پیش من محفوظ...
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 20:38 توسط بوف بینا
|