بی خدا، می ترسم !
شما را شاید بتوانم امّا خودم را که نمی‏توانم گول بزنم.
آری، دلم هر شب برای خدا تنگ می‏شود.
 

 
دلم آهسته می‏میرد
دل که تنگ باشد دیگر مرد و زن ندارد، اشک می‏دود تا گوشه‏ی چشمانت و سر می‏خورد روی گونه‏ها.
دل که تنگ باشد تنهایی اتاقت را با خدا هم تقسیم نمی‏کنی.