گفت اى عاشق دیرینۀ من خوابت هست...
بی خدا، می ترسم !
شما را شاید بتوانم امّا خودم را که نمیتوانم گول بزنم.
آری، دلم هر شب برای خدا تنگ میشود.
آری، دلم هر شب برای خدا تنگ میشود.
دلم آهسته میمیرد
دل که تنگ باشد دیگر مرد و زن ندارد، اشک میدود تا گوشهی چشمانت و سر میخورد روی گونهها.
دل که تنگ باشد تنهایی اتاقت را با خدا هم تقسیم نمیکنی.
دل که تنگ باشد تنهایی اتاقت را با خدا هم تقسیم نمیکنی.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 0:43 توسط بوف بینا
|