شنبه هفتم مهر 1386
هفت جا نفس خویش را حقیر دیدم
نخست:وقتی دیدم که به پستی تن میداد تا بلندی یابد.
دوم:آنگاه که در برابر از پا افتادگان می پرید.
سوم:آنگاه که میان اسانی و دشواری مختار شد و اسان را برگزید.
چهارم:آنگاه که گناهی مرتکب شد و با یاداوری اینکه دیگران نیز
همچون او دست به گناه میزنند خود را دلداری داد.
پنجم:آنگاه که از سر ناچاری تحمیل شده ای را پذیرفت.و شکیبایی اش را ناشی از توانایی دانست.
ششم:آنگاه که زشتی چهره اش را نکوهش کرد.حال آنکه یکی از نقاب های خودش بود.
هفتم:آنگاه که آوای ثنا سر داد و ان را فضیلت پنداشت.
نوشته شده توسط اعظم در ساعت 11:22 | لینک
|
