شب که داشتیم می رفتیم مهمونی بابای علی به خانومش گفت آقای فلانی گفته خانومم می خواد با خانومت صحبت کنه نسیم هم گفت باشه بعد چند دقیقه اینا با هم حرف زدن و قرار فردارو برای پارک ساحلی جمیرا گذاشتن ...
شب دیر خوابیدیم صبح ۱۰ بیدار شدیم تا بجنبیم شد ۴ خلاصه چون ما هم دعوت شده بودیم ناهار برنداشتیم و به شیوه همیشه بساط میوه و آجیل و چایی رو آماده کردیم.که اگه همینها نبود از گشنگی می مردیم باور کنید!
آریا، علی، باباش رفتن کنار ساحل ( اما علی چون یک کم گوشش درد می کرد و دکتر گفته بود که نباید بره شنا قرار شد کنار ساحل فقط بازی کنه )منم کفش و جورابامو در آوردم همونجا کنار وسیله ها هی راه رفتم هی با مامان علی حرف زدم .
میهمانها یا درواقع همون میزبانها با ۱ ساعت تاخیر اومدن به سلامتی، در حالیکه هیچی همراهشون نبود![]()
آریا و باباش اومدن علی مونده بود حرف شد از این که علی شنا یاد داره نسیم هم طبق معمول که حرف از بچه اش می شه بادی به غبغبش انداخت و توضیح داد که آره یاد داره چه جورمممم .
هی به نسیم می گم علی نیومدا هی ... یک دفعه دیدم بابای علی داره هی از اینور میدو(به کسر و ) اینور هی اونور دلم گواهی داد که یه خبریه حالا چی هوا تاریک ، ساحل هم خلوت در حالیکه آریا هم دنبالم گریه کرده و مجبور شدم اونو هم با خودم ببرم شروع کردم رو شنا دویدن بهش که می رسم می گم علی نیست آره ؟!!
نسیم داره یه سمت رو می گرده من و آریا هم یه طرف دیگه بابای علی هم رفته داره داخل استادیوم موقتی و که برای فوتبال ساحلی ـ ۲۰۰۸ جام آسیاـ دیگه حتما!!؟؟؟ درست کردن رو می گرده نسیم با صدای بلند صدام می کنه می بینم علی داره طرفم می دو هم خوشحالم هم عصبی اما تا رسید بهم فقط بوسیدمش ... گویا از بازی که خسته که می شه می خواد برگرده پیشمون راه رو پیدا نمی کنه !! همه این اتفاقا فکر کنم کمتراز نیم ساعت طول کشید اما انرژی زیادی و ازمون گرفت .
این وسط ما استادیوم رو کشف کردیم من و علی نشستیم تماشای فوتبال که همون لحظه شروع شده بود چین و ژاپن ( ژاپن چین رو ۷-۱ برد) .
بعد از اون مسابقه بازی ایران و امارات بود!!! سال ۲۰۰۷ ایران اول شد اما امسال گویا بازی اول رو باخته بود .این هم بازی دومش بود هر چی به علی گفتم بریم جایگاه ایرانیها نیومد می گفت من اماراتی ام. من و بقیه رفتیم اونجا نشسیم ...
داور که به بازیکن ایرانی کارت می ده همه داد می زنن "حکم فلوس موجوددددددددد" بعد که می بینن باید یه ضربه آزاد هم اماراتی ها بزنن داد می زنن ف.اااا.ک یوووووووووو طاقت نمی یارم زیر لب زمزمه می کنم حداقل فارسی بگید که نفهمن آبرومون رفتتتتتتتتتتتتتت بعد داد می زنن ... ننت!!!!!!!!!!!!
می بازیم ـ در عین حال که خیلی سرتر از اونا بازی کردن ـ ۳-۱ می بازیم .همه پکرن علی رو صدا می کنیم پلیسه اماراتی در حالیکه نیشش تا بنا گوش بازه علی و که دستش ۲تا پرچم امارات تحویل می ده .همه پکریم جز علی...