اولین روز که خواستم آدرس ایمیل داشته باشم و همینطور مسنجر! خواهرم به همکارش گفت که برام یه آي دي درست كنه بعد از اون همون تنها آدرس من بودش اما يه روز تصميم گرفتم كه با اسم و فاميل خودم يه آدرس و آي دي داشته باشم اما چشمتون روز بد نبينه يه بار پسورد يادم مي رفت يه بارخود اسم و فاميل البته طرز نوشتنش هااااااااااااااااااااا آخرش هم هر دوتاش.
حالا چند مدت پيش تصميم گرفتم كه براي خودم يه وبلاگ ديگه درست كنم كه خيلي از حرفهارو دردها رو خيلي از چيزهارو كه نمي شه تو وبلاگي كه مي شناسنم بزنم اصلا یه جای مخفی می خواستم اما چی شد ؟اولا که چند مدتی ننوشتم بعد امروز که دلم حسابی گرفته بود رفتم که بنویسم دیدم ... باز همون داستان همیشگی انگار من طلسم شدم مثل عشق یکی وبلاگ یکی و... و این که اگه من شامس داشتم!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
ادامه داره...
تو بانک یکی هست که کارهای پست و آوردن نامه هارو ...انجام می ده هروقت نسیم و بهاره می خوان از نا امیدی حرف بزنن و سقه سیاه بودن اونو مثال میزنن گویا مدام می گه اگه من شامس داشتم؟!! البته من تا اون روز نشنیده بودم ...اون روز رفتم بانک کار شرکت خودمون بود اما من پیش نسیم منتظر بودم یکی از شرکتا کادو آورده بود به نسیم گفتم هرچی باشه مال من اونم گفت باشه خلاصه اینارو دق مرگ کرد تا بده از شانس خوب نسیم ساعت بود چون نسیم غیرطلا چیزی نمی تونه استفاده کنه منم خیلی خوشحال همون جا دستم کردم شبم باهاش رفتم مهمونی ٬ حالا از موضوع پرت نشیم اما این آقای شامس اومد از کنارمون رد بشه نسیم گفت حالا این صحنه رو داشته باش گفت آقای ... به شما هم ساعت دادن که دیدم چشتون روز بد نبینه مسلسل وار این کلمه شامس بود که از دهنش شلیک می شد بیرون وایییییییی عصبی شده بودم نسیم هم هی می زد به پام می گفت می بینی؟وقتی تو غر می زنی می گم می شی عین این نگو نه ...
پ.ن.
اون آقا هم کادو گرفته بودا نکته کنکوریش اینجاست که با این که کادو گرفته بود باز من نمی دونم این شامس نبودنش کجاش بوده؟؟؟؟!!!
یه دوست دارم که اسمش شمسیه یه دختره فوق العاه شاد وو سر زنده همیشه به شوخی می گه اگه من شانس داشتم اسممو می ذاشتن شمسی