جمعه با یک کارت میهمان رفتم دیدن این باشگاه که گویا تو خیلی از کشورها شعبه داره تقریبا از یک ماه پیش دارم می رم یعنی دقیقا از۵آوریل اما باشگاه ایرانیها ثبت نام کردم یک کم رفت و آمدش اذیتم کرد و فقط ام ۳روز در هفته بود اما به جاش مربی خیلی خوبی داشت و من چند تا دوست ناب پیدا کردم...خلاصه خوب بود اما این باشگاه که تو یه سنتره و نزدیک خونه هم هست برای خودش بهشت کوچیکیه از اول می میرم اونجا باشد که .. .نزدیک خونه است هر وقت بخوام می رم تا ۱۱ شب بازه کلی مزیت داره زیادم گرونتر از اونجا نیست.فكر كنم بشه از اينجا به عنوان يه جا براي خستگي در كردن استفاده كرد.
برنامه مسافرتمو كنسل كردم مي خوام دقيقا ۳ماهه ديگه برم مسافرت اميدوارم باز مجبورنشم نرم يا تغييرش بدم بدجوري احتياج به يك آرامش دارم مسافرت قبلي كه به فنا رفت... ـ ويزا علي تموم شده بود اما هيچ كس نفهميده بود ما هر ۴تا بليط و با هم داديم و بارها هم با هم بعد علي كه كنسل شد بارهارو هم به ما تحويل ندادن اين شد كه تو چله زمستون بدون لباس بدون چمدون بدون شير خشك بدون پوشك بچه بدون ... رسيديم ايران و مابقي بدبختيها كه تا وسطاي مسافرت ما بوديمو همون يك دست لباس تنمون و اطرافيان سوغاتي نگرفته -
صبحها هراسون بيدار مي شه بعد كه مي بينه هستم اون دهن گشادش و باز مي كنه و مي خنده! بعد كلي با هم خوش مي گذرونيم حتي گاهي مي ريم تا بيرون اما امان از اون لحظه كه پرستارش بياد با اين كه خيلي دوسش داره اما چون اومدن اون يعني رفتن من اون و به سمت در هول مي ده و جيغ مي كشه و منو به سمت خونه هول مي ده و جيغ مي كشه از اون جيغا كه بهش مي گن جيغ بنفششششششششش
از روز قبل می گه که تب داره هی زنگ می زنه و با صدایی که از شدت ضعف شنيده نمي شه می گه احساس می کنم تب داره . منم که کلی کار دارم بالاخره شب وقت می کنم زنگ می زنم بر خلاف همیشه جواب نمی ده اس ام اس می دم که آر يو بتر؟ و سرم به بالش نرسيده مي خوابم صبح نگرانش مي شم ساعت ۱۰ زنگ مي زنم كه ببينم خوبه باز با صداي از ته چاه در اومده جواب مي ده! مي گم بهتري ؟ مي گه نه هنوز تب دارم بهش مي گم پاشه دوش بگيره و اين كه دوباره زنگ مي زنم ببينم بهتره يا نه دفعه بعد كه زنگ مي زنم مي بينم كه صداش خوبه و رفته دفتر مي گه بالاخره بهم گفتي ! همينو اين همه مدت مي خواستم بشنوم ...